|
درس ششم |
داستان خير و شر |
|
كتاب «داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي به قلم «دكتر زهرا كيا» است. محتواي اين كتاب «بازنويسي چند داستان زيباي فارسي است. يكي از داسان هاي كتاب داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي داستان خير و شر است. ناخدا اين داستان كتاب «هفت پيكر» نظامي گنجوي است. خير و شر داراي پيام هاي بسياري است . محتوايي ترين پيام داستان اين است كه كشاكش بين نيكي و بدي هميشگي است ولي سرانجام خوبي بر بدي و نيك انديشي بر بد انديشي پيروز مي شود. |
معني ابيات شعر : |
|
بيت اول : بي درنگ آن سنگ گردن بها و درخشان را بيرون آورد و آن را پيش آن موجود پست (شر) كه مشك آبي با خود داشت : گذاشت . |
خودآزمايي درس 6 : |
|
مقصود خير است. شباهت بين خير و شر و خاك تشنه، نياز شديد به آب و نيز فروتني و افتادگي است. |
2 – محوري ترين پيام داستان چيست؟ |
|
انسان خوب و بد هر دو نتيجه اعمال خود را در همين دنيا مي بينند |
3 – چرا «شر» چشم هايش را از خير طلب كرد؟ |
|
شر به خير گفت : كه از او چيزي مي خواهد كه نتواند آن را پس مي گيرد.نيت قلبي او اين بود كه با كور كردن خير، اموالش را غارت كند و با رها كردن او در بيابان او را بكشد. |
4 – با مطالعه ي داستان هابيل و قابلي در قرآن مجيد، چه وجه اشتراكي بين اين دو داستان ديده مي شود؟ |
|
موضوع كلي هر دو ، رويارويي با نيكي و بدي است . خير و هابيل، مظهر نيك آنديشي و شر و قابل مظهر حسادت و بد انديشي اند. |
بياموزيم (2) |
|
هر گاه كسي يا چيزي را كه به كسي يا چيز ديگر مانند كنيم، آراي ي تشبيه پديد مي آيد، اگر از چهار ركن تشبيه، وجه شبه و يكي از دو ركن «مشبه» يا «مشبه به» را هم حذف كنيم ، تشبيه به استعاره تبديل مي شود. |
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۵/۰۹/۱۴ ساعت 0:51 توسط فرهاد کاظمی
|
